آه می کشد،

 

   و پاک می کند اشک هایش را،   

 

   و می بینَدَت از میانِ تک دریچه یِ اتاقش،

 

   چه نگران به او نگاه می کنی.   

  

   نمی داند غرق در شکوهِ اندوهِ همیشگی اش باشد یا   

  

   هم چنان در کنارِ تک دریچه یِ اتاقش 

  

   با تک قطره یِ اشکِ شوقی که بر گونه اش جاری ست،

 

    لبخندِ همیشگی اش را بزند.

/ 2 نظر / 46 بازدید
نوری

سلام خوشحالم که نوشتی و خوش به حالم که نوشتی. برای من فوق العاده با ارزش بود و لبریز از احساسی که این روز ها کیمیا شده. همیشه جاری باشی و همیشه مهربان ای م ه ر بان.

نوری

سلام حد اقل هفته ای یک مطلب بنویس