برگ های پاییزی رنگ می بازند

   و

   من برای تو. 

   امیدی دیگر نیست،

   در زمستان برگ ها نفس نمی کشند!

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پژمان‌الماسي‌نيا

کاج را به شب بسپار شهرزاد! گونه تر مکن! ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● دعوت به سیزدهمین مراسم خوانش "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار" ●● نگاهِ رسول آبادیان به چهارمین مجموعه‌ی شعر پژمان الماسی‌نیا

پژمان‌الماسي‌نيا

میان بنفش و آبی کوهستان نطفه‌ی شقایق سرخ، شناور. ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● دعوت به چهاردهمین مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» نگاه ِ مهرنوش قربانعلی به چهارمین مجموعه‌ی شعر پژمان الماسی‌نیا.

پژمان‌الماسي‌نيا

سلام و سپاس بابت لطفتان. شعرتان را مجدد خواندم و لذت بردم. تعبیر زیبایی دارد.مانا و نویسا باشید.

پژمان الماسی‌نیا

در اين بهار كه تو رفته‌ای گل‌های باغچه همه اطلسی شدند اطلسی‌های سفيد. به بهانه‌ی تبریک سال تازه؛ با عرض ادب و احترام/ پژمان الماسی‌نیا●

پژمان الماسی‌نیا

جای پای تو روی گونه ماند در خیابان ولیعصر. ● ● ● ● ● دعوت به خوانش یک شعر و یک خبر درباره‌ی نمایشگاه کتاب. با احترام /

سومين ب

در زمستان برگ ها نفس نمی کشند! بسيار زيباست، می تواند نام يک فيلم باشد.ـ

مریم بربری

سلام.مهر عزیز خیلی قوی بود .من لینگت کردم اگه دوست داشتی منو لینگ کن[رویا]

رزسرخ

ولی من قبول ندارم که تو زمستون برگها نفس نمی کشن.. البته کلا شعرتون خیلی قشنگ و پر احساس بود و دوسش داشتما.. [لبخند]