تو بودی

   که سر بر شانه ات گذاشتم،

   در خواب شبانه ام؟

   چنانکه محال است در بیداری ام.

   و محال است بگریزد طعمش از خاطره ام.

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوفی

امید که طعم خوابهای شیرین را در بیداری بچشیم

پژمان‌الماسی‌نیا

تنها کنار این کاج بی‌نشان امن است در شهر ِ آتش‌گرفته. . . . . . . . دعوت به مراسم نقد و بررسی "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار" با حضور مهرنوش قربانعلی، شیوا فرازمند و آرش نصرت‌اللهی

مریم

سلام مهر. مهربان عاشق چقدر زیبا سربه شانه ی وهم گذاشته ای که طعمش پای گریز ندارد.

فرزاد رنود

سلام دوست عزیز "آرمود" با یک کار تازه آپه خوشحال میشم از نظراتت استفاده کنم

فرزاد رنود

سلام مهر عزیز کوتاه وزیبا و دلنشین بود پیروز باشی[گل]

پژمان‌الماسی‌نیا

افسوس! دستان تو در شعله‌های شقایق سوخت. . . . . . . . . . ● دعوت به نُهمین مراسم خوانش "تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار" ● نگاه بهاره رضایی به چهارمین مجموعه‌شعر پژمان ‌الماسی‌نيا

رزسرخ

برخی از شعرهاتون بسیار زیبا هستند و سرشار احساس.. ممنونم