حریق نگاهت مرا سوزاند

                          ذوب کرد

                               روان شد در ورطه ی پریشانی

نگاه کردی، حال بگذر

             وگرنه تو تنها می مانی

                               تنها در پهنه ی پشیمانی

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ye gharibeh

سلام...// ممنون از حضور سبزت// تا بوده همين بوده و تا هست همين است.... تنهايی هميشه بوده و هست و خواهد بود.../// تا بعدی بهتر.

danial

سلام........... شعر زيبا بود........ دلت اگر عشق بشه چه کار ميکنی؟ دلت هميشه عاشق باشه...... علی يارت...... دانيال......

....

سلام عزيزم... هر روز بهتر از ديروز..

s...

.... نگاه کردي،حال بگذر / و گرنه تو تنها می مانی/ تنها در پهنه ی پشيمانی... خيلی خيلی زيبا بود چه حس زيبايی داشت . دوست عزيز به روز هستم ازديدارت خوشحال ميشوم.

ساناز و محمد رضا

سلام مهربونم . اول از همه زيبا بود مثل هميشه فقط يه نظر کوچولو دارم يکی اينکه نگاه‌کردی. حال بگذر اگه حال بگذر در سطر پايين بياد با سه تا نقطه( ...) واقعا آدم گذر رو احساس می‌کنه و دوم اينکه وگرنه تو تنها می مانی اگه به نظر من بشه وگرنه تنها می مانی يه مبهمی اينجا بوجود می‌ياد که آدم می‌خواد دنبال مبهم بگرده و ناخداگاه چشمها دنبال سطر بعدی می‌ره ولی اگه تو در اونجا که گذاشتی باشه يعنی يه جورايی کات کردی و سوم اينکه تنها ی آخری نباشه شعر رو از نظر سيستم آهنگش قشنگ تر می‌کنه . ببخشيد که اين نظر رو می‌دم ولی حيفم اومد شعر به اين قشنگی اينطوری باشه تو شعر يه چيزايی بايد حذف بشن تا خواننده رو به سمت سطر‌های بعدی بکشونه . البته با کمال پوزش اين نظر من بود شرمنده . ممنون از اينکه سر زدی بازم بيا خوشحال می شيم . حق نگهدارت

payam

زيبا بود .راستی سلام.اونطرفا هم بيا.

R

گوش کن با لب خاموش سخن مي‌گويد ... پاسخش ده به نگاهی که زبان تو و اوست

.....

مثله هميشه اخرش بود....

ماهور

سلام دوست عزيز. ناتانائيل به روز شد. خوشحال میشم از ديدن شما.